ممکن است حتی زمانی که ترتیب تأمین اولیه دیگر کار نمیکند، همچنان به قطعه ریختهگری خودرو نیاز داشته باشید.
شاید این قطعه هنوز در یک محصول پس از فروش یا جایگزین استفاده شود. تأمینکننده اصلی ممکن است دیگر آن را تولید نکند، حداقل مقدار سفارش ممکن است اکنون بیشتر از نیاز شما باشد، یا تقاضای باقیمانده ممکن است دیگر با ترتیب تولیدی که هنگام توسعه اولیه قطعه استفاده میشد، سازگار نباشد.
ممکن است قبلاً یک نقشه، یک نمونه موجود یا یک مشخصات قدیمیتر داشته باشید.
در بسیاری از موارد، مشکل طراحی یک قطعه کاملاً جدید خودرو نیست؛ بلکه یافتن راهی عملی برای حفظ تأمین یک قطعه ریختهگری موجود است.
بنابراین اولین سؤال صرفاً این نیست:
چه کسی میتواند برای این قطعه قیمتگذاری کند؟
سؤال مفیدتر این است:
آیا این قطعه میتواند از طریق مسیر مناسب ریختهگری و ماشینکاری، در مقادیری که برای ابزارآلات و تولید درگیر منطقی باشد، تولید شود؟
این معمولاً با خود قطعه شروع میشود: اینکه از چه چیزی ساخته شده، چگونه استفاده میشود، چه چیزی نیاز به ماشینکاری دارد، کدام ویژگیها بیشتر اهمیت دارند و واقعاً چه تعداد قطعه مورد نیاز است.
چه چیزی این نوع پروژه را متفاوت میکند؟
پروژههای جایگزینی و تولید تکراری با برنامههای جدید خودرویی با حجم بسیار بالا متفاوت هستند.
طراحی ممکن است از قبل وجود داشته باشد. قطعه ممکن است سالها در خدمت بوده باشد. تقاضا ممکن است همچنان پایدار باشد، اما در سطحی که دیگر با ترتیب تولید اولیه سازگار نیست.
ممکن است مشتری به دنبال منبع جدیدی باشد، زیرا تأمینکننده قبلی تولید را متوقف کرده است، یا به دلیل اینکه حداقل مقدار مورد نیاز غیرعملی شده است، یا به دلیل نیاز به منبع دوم، یا صرفاً به این دلیل که یک محصول قدیمیتر همچنان بازار دارد.
این پروژهها میتوانند در محصولات پس از فروش، قطعات یدکی، برنامههای خودروهای قدیمیتر، خودروهای ویژه و سایر کاربردهایی که قطعه همچنان مورد نیاز است بدون نیاز به برنامه تأمین انبوه خودروسازی ظاهر شوند.
بسته به پروژه، قطعات ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- محفظههای ریختهگری؛
- پوششها؛
- براکتها؛
- محفظههای یاتاقان؛
- محفظههای گیربکس یا جعبه دنده؛
- قطعات ریختهگری مرتبط با دیفرانسیل؛
- قطعات نصب؛
- سایر قطعات ریختهگری سفارشی ساختهشده بر اساس نقشههای مشتری.
نام قطعه به تنهایی تعیین نمیکند که آیا یک پروژه مناسب است یا خیر.
آنچه اهمیت دارد این است که آیا مواد، ساختار، اندازه، فرآیند ریختهگری، الزامات ماشینکاری، تعداد و نیازهای بازرسی با یک مسیر تولید عملی سازگار است یا خیر.
با آنچه از قبل دارید شروع کنید
یک پروژه تأمین منابع جدید همیشه با مجموعهای کامل از اسناد فنی فعلی آغاز نمیشود.
گاهی اوقات یک نقشه دوبعدی کامل و مدل سهبعدی وجود دارد. گاهی اوقات یک نقشه قدیمیتر همراه با یک قطعه موجود وجود دارد. در موارد دیگر، نقطه شروع ممکن است یک نمونه فیزیکی، عکسها، یک مشخصات فنی قدیمیتر یا اطلاعات خرید از تأمینکننده قبلی باشد.
همه اینها میتوانند برای بررسی اولیه مفید باشند.
یک نقشه میتواند ابعاد، الزامات مواد و ویژگیهای ماشینکاریشده را نشان دهد. یک نمونه میتواند به ما در درک ساختار واقعی ریختهگری و وضعیت نهایی کمک کند. اطلاعات خرید قبلی میتواند زمینه مفیدی در مورد مقدار و محدوده تأمین فراهم کند.
اما یک قطعه موجود نباید بدون بررسی صرفاً کپی شود.
یک نمونه ممکن است از قبل دارای سایش، ماشینکاری قبلی یا تغییراتی باشد که در طول سالهای تولید ایجاد شده است. یک نقشه قدیمی ممکن است به وضوح مشخص نکند که کدام ابعاد هنوز حیاتی هستند. اطلاعات مواد یا الزامات عملیات سطحی نیز ممکن است ناقص باشند.
بنابراین هدف از بررسی اولیه ساده است:
درک آنچه از قبل شناخته شده است و شناسایی آنچه هنوز نیاز به تأیید دارد.
مشتری نیازی ندارد قبل از تماس، همه پاسخها را داشته باشد.
اما شکافهای مهم باید شناسایی شوند، نه اینکه با فرضیات پر شوند.
ابتدا تصمیم بگیرید که آیا پروژه منطقی است یا خیر.
دریافت یک نقشه به طور خودکار به این معنی نیست که میتوان بلافاصله یک پیشفاکتور مفید تهیه کرد.
قبل از بحث در مورد قیمت، ابتدا باید بفهمیم که آیا قطعه با فرآیندهای ریختهگری و ماشینکاری موجود سازگار است یا خیر.
این معمولاً به معنای بررسی نکاتی مانند موارد زیر است:
- جنس مواد؛
- ساختار کلی؛
- اندازه و وزن تقریبی؛
- ضخامت دیواره؛
- پیچیدگی ریختهگری؛
- محدوده ماشینکاری؛
- ابعاد و تلورانسهای مهم؛
- شرایط تامین مورد نیاز؛
- مقدار مورد انتظار؛
- الزامات بازرسی یا مستندات.
برخی پروژهها ممکن است به خوبی با مسیر معمول ریختهگری سفارشی سازگار باشند.
برخی دیگر ممکن است به فرآیند ریختهگری متفاوت، مقیاس تولید، سیستم کیفیت، رویه تأیید یا سطح کنترل فنی نیاز داشته باشند.
اگر پروژهای الزامات کیفیت یا تأیید خاص خودرویی داشته باشد، این الزامات باید از ابتدا مشخص شوند تا هر دو طرف بتوانند قبل از صرف زمان غیرضروری، مناسب بودن پروژه را تعیین کنند.
یک نقلقول تنها زمانی مفید است که یک مسیر تولید واقعبینانه پشت آن باشد.
به همین دلیل، ما ترجیح میدهیم ابتدا قطعه را درک کنیم تا اینکه قیمتی سریع ارائه دهیم که بعداً به دلیل از دست رفتن یک نیاز مهم باید تغییر کند.
تعداد باید با مسیر تولید هماهنگ باشد
تعداد یکی از مهمترین پرسشها در یک پروژه ریختهگری سفارشی است، اما هیچ تعداد سفارش واحدی وجود ندارد که برای هر قطعه مناسب باشد.
ریختهگری معمولاً شامل قالبسازی، آمادهسازی تولید و راهاندازی فرآیند است.
اگر فقط چند قطعه یکبار مورد نیاز باشد، ریختهگری معمولی ممکن است اقتصادی نباشد زیرا هزینه قالبسازی و آمادهسازی بر روی تعداد بسیار کمی قطعه تقسیم میشود.
در سمت دیگر، یک برنامه خودروسازی بسیار بزرگ ممکن است به ظرفیت تولید اختصاصی، تجهیزات بسیار خودکار و سیستمهای مخصوص خودرو نیاز داشته باشد که برای مقیاس متفاوتی از تولید طراحی شدهاند.
بسیاری از پروژههای جایگزینی و تولید تکراری در جایی بین این دو حالت افراطی قرار میگیرند.
یک پروژه ممکن است با تعداد کمی نمونه آغاز شود، سپس سفارش آزمایشی و در صورت تأیید قطعه، دستههای تکراری دنبال شود.
آن مقادیر تکراری ممکن است صدها، هزاران یا بیشتر باشد، بسته به اندازه، وزن، جنس، محتوای ماشینکاری و روش تولید قطعه.
یک قطعه ریختهگری کوچک و یک محفظه بزرگ با ماشینکاری سنگین را نمیتوان با همان استاندارد کمیتی ارزیابی کرد.
بنابراین به جای اعمال یک عدد ثابت برای هر استعلام، سؤال عملیتر این است:
آیا تقاضای مورد انتظار برای قالب، فرآیند ریختهگری و ماشینکاری مورد نیاز این قطعه خاص منطقی است؟
این چیزی است که ما معمولاً میتوانیم در اولین بررسی فنی شروع به ارزیابی آن کنیم.
فقط ریختهگری یا ریختهگری به همراه ماشینکاری CNC؟
برخی از مشتریان قبلاً توانایی ماشینکاری خود را دارند و فقط به بلنکهای ریختهگری نیاز دارند.
برخی دیگر ترجیح میدهند قطعه ماشینکاریشده نهایی را دریافت کنند.
هر دو ترتیب میتوانند عملی باشند.
اگر فقط ریختهگری مورد نیاز باشد، نقشه و استعلام قیمت باید شرایط ریختهگری مورد نیاز و میزان تلرانس ماشینکاری را مشخص کنند.
اگر ماشینکاری CNC نیز مورد نیاز باشد، رابطه بین قطعه ریختهگریشده و قطعه نهایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
قطعه ریختهگری باید در جاهایی که ماشینکاری لازم است، مواد کافی باقی بگذارد. سطوح موقعیتدهی باید عملی باشند. سوراخها، سطوح نصب، سوراخهای رزوهشده و سایر ویژگیها باید از قطعه ریختهگری واقعی قابل دستیابی باشند، نه فقط از یک مدل CAD ایدهآل.
این موضوع بهویژه زمانی اهمیت دارد که یک قطعه موجود از یک تأمینکننده جدید تهیه میشود.
وقتی ریختهگری و کارگاه ماشینکاری جدا هستند، گاهی ممکن است مشکلی بین این دو مرحله ایجاد شود.
ریختهگری ممکن است قطعه را قابل قبول بداند، در حالی که کارگاه ماشینکاری بعداً متوجه میشود که تلورانس ماشینکاری، محل مبنا یا موقعیت ویژگیها، دستیابی به ابعاد نهایی را دشوار میسازد.
مدیریت ریختهگری و ماشینکاری در یک محدوده تولیدی، تمام ریسکهای فنی را از بین نمیبرد.
اما میتواند امکان بررسی زودهنگام رابطه بین قطعه خام ریختهگری و قطعه نهایی ماشینکاریشده را فراهم کند و همچنین تعداد تأمینکنندگانی که مشتری باید هماهنگ کند را کاهش دهد.
برای برخی پروژهها، این امر فرآیند تأمین منابع را سادهتر میکند.
بازتولید یک قطعه موجود چیزی فراتر از کپی کردن شکل آن است
یک نمونه موجود ارزشمند است، اما شکل ظاهری به تنهایی کل قطعه را تعریف نمیکند.
یک قطعه ریختهگری تمامشده ممکن است به موارد زیر نیز وابسته باشد:
- مشخصات مواد؛
- تلورانس ماشینکاری؛
- موقعیت سوراخها؛
- سطوح نصب؛
- الگوهای سوراخ؛
- نخها؛
- روابط دادهای؛
- عملیات سطحی؛
- الزامات بازرسی.
برخی از این جزئیات ممکن است از روی خود نمونه واضح نباشند.
به عنوان مثال، یک محفظه ممکن است از بیرون نسبتاً ساده به نظر برسد، در حالی که رابطه موقعیتی بین دو سوراخ ماشینکاریشده است که در واقع تعیین میکند آیا قطعه به درستی مونتاژ میشود یا خیر.
یک پوشش ممکن است فقط چند ویژگی ماشینکاریشده داشته باشد، اما سطح نصب و الگوی سوراخها ممکن است از بخش زیادی از سطح ریختهگری قابل مشاهده مهمتر باشد.
به همین دلیل است که نقشهها هر زمان که در دسترس باشند ارزشمند باقی میمانند.
اگر پروژه عمدتاً از یک نمونه شروع شود، اطلاعات فنی لازم باید قبل از تصمیمگیری در مورد قالبسازی و تولید تأیید شود.
هدف این نیست که یک پروژه جایگزین را به طور غیرضروری پیچیده کنیم.
این صرفاً برای اطمینان از این است که اطلاعات مورد نیاز برای تولید و بازرسی قطعه به اندازه کافی واضح باشد تا از مشکلات قابل پیشگیری در آینده جلوگیری شود.
سفارشهای تکراری به اطلاعات پایدار نیاز دارند
نمونه اول موفق مهم است، اما برای پروژههای جایگزینی و تولید تکراری، مشتری معمولاً به همان قطعه دوباره نیاز دارد.
سفارش بعدی ممکن است چند ماه بعد برسد. برخی قطعات ممکن است برای چندین سال به صورت دستهای خریداری شوند.
این امر ثبات را مهم میسازد.
مبنای تولید قطعه تأییدشده باید روشن باقی بماند، از جمله در موارد زیر:
- نقشههای تأیید شده؛
- الزامات مواد؛
- ابزارآلات؛
- فیکسچرهای ماشینکاری و مبناها؛
- ابعاد بحرانی؛
- الزامات بازرسی؛
- بازبینیهای نقشه؛
- الزامات بستهبندی یا محافظت.
این بدان معنا نیست که هر پروژه به یک سیستم مستندسازی پیچیده خودرویی نیاز دارد.
به این معناست که اطلاعات مورد استفاده برای ساخت قطعه تأییدشده باید هنگام ثبت سفارش بعدی همچنان واضح باشد.
این موضوع میتواند بهویژه برای محصولات قدیمیتر اهمیت داشته باشد.
ممکن است نقشه پس از سفارش اول بازبینی شود. ممکن است الزام مواد تغییر کند. ممکن است ابعادی که قبلاً بحرانی تلقی نمیشد پس از بازخورد مونتاژ مهم شود.
این تغییرات باید قبل از دسته بعدی بررسی شوند، نه اینکه بهعنوان جزئیات کوچکی در نظر گرفته شوند که خودبهخود حل میشوند.
تولید تکراری زمانی آسانتر است که هر دو طرف بدانند چه چیزی تأیید شده و چه چیزی تغییر کرده است.
آنچه ما واقعاً میتوانیم در آن کمک کنیم
هنگامی که یک استعلام ریختهگری مرتبط با خودرو دریافت میکنیم، اولین وظیفه ما این نیست که بگوییم میتوانیم هر قطعه خودرویی را تولید کنیم.
اولین کار ما درک پروژه است.
در یونا متال، ما عمدتاً با قطعات ریختهگری سفارشی فلزی و قطعات ماشینکاریشده CNC که طبق نقشهها، نمونهها و الزامات فنی مشتری ساخته میشوند، کار میکنیم.
برای یک قطعه ریختهگری خودروی موجود که به منبع تأمین جدید نیاز دارد، ابتدا میتوانیم اطلاعات موجود را بررسی کنیم و به چند سؤال عملی نگاه کنیم:
- آیا مواد اولیه با فرآیندهای ریختهگری موجود برای ما سازگار است؟
- آیا ساختار قطعه برای مسیر تولید مناسب است؟
- آیا مقدار مورد انتظار برای ابزارآلات و تولید مورد نیاز منطقی است؟
- آیا ماشینکاری CNC مورد نیاز است؟
- کدام سطوح ماشینکاریشده، ابعاد یا اتصالات نیاز به توجه ویژه دارند؟
- آیا اطلاعات کافی برای یک قیمتگذاری معنادار وجود دارد؟
- چه چیزی هنوز باید قبل از قالبسازی یا تولید روشن شود؟
اگر پروژه با قابلیتهای تولیدی ما سازگار باشد، گام بعدی میتواند به سمت استعلام قیمت، قالبسازی، توسعه نمونه و تولید تکراری در صورت لزوم حرکت کند.
اگر یک الزام مهم خارج از محدوده چیزی باشد که ما عملاً میتوانیم ارائه دهیم، بهتر است که در طول بررسی آن را شناسایی کنیم.
یک پاسخ مفید همیشه «بله» فوری نیست.
آنچه اهمیت دارد این است که قطعه و تأمینکننده از نظر عملی با یکدیگر سازگار باشند.
یک گام عملی بعدی
اگر همچنان به یک قطعه ریختهگری خودرو نیاز دارید اما مسیر تأمین اصلی دیگر عملی نیست، لزوماً نیازی نیست که با تهیه یک بسته تأمین کاملاً جدید شروع کنید.
با آنچه از قبل دارید شروع کنید.
این میتواند یک نقشه، مدل سهبعدی، نمونه موجود، مشخصات قدیمیتر، نیازمندی مواد، اطلاعات ماشینکاری یا مقدار تقریبی سفارش باشد.
از آنجا، ابتدا میتوانیم بررسی کنیم که آیا قطعه برای قابلیتهای ریختهگری و ماشینکاری CNC ما مناسب است یا خیر و نکاتی را که قبل از استعلام قیمت یا قالبسازی باید تأیید شوند، شناسایی کنیم.
اگر پروژه از نظر عملی سازگار باشد، میتوانیم از آن نقطه به جلو حرکت کنیم.
اگر نیاز مهمی وجود داشته باشد که با محدوده تولید فعلی ما سازگار نیست، بهتر است هر دو طرف از همان ابتدا از آن مطلع باشند.